تبلیغات

ترنم دلتنگی - هستم هنوز!

 
ترنم دلتنگی
 
 

 

هستم هنوز!

 

 

این نقاشی رو خیلی دوست دارم...ندیدم کسی این نقاشی رو ببینه واحسنت و آفرینش

 نره به آسمون ،یا چند دقیقه روش تامل نکنه!...میدونی همه ما یه روزایی احساس

میکنیم یه نقاشی قشنگیم که پاره پاره و تکه تکه شدیم...سه حالت داره:

اول اینکه میتونیم یه نقاشی خیلی زیبا اما پاره پوره و تکه تکه باشیم که انداختنمون

 گوشه اتاق وکم کم از ذهن همه،از ذهن خودمون و از ذهن زندگی بریم و فراموش

بشیم...اینجوری بود و نبودمون هیچ فرقی نداره وکم کم بوی گند یه مرده میپیچه تو

 همه زندگیمون! 

دوم اینکه یه دستی بیاد تکه تکه هامونو جمع کنه یه جا و چسب بزنه و یه نقاشی پاره و

چسب خورده رو بچسبونه به دیوار...واضحه نقاشی چسب خورده تقریبا هیچ ارزشی برای

اونی که تماشاش میکنه نداره...اینجوری خودمون هم عذاب میکشیم...یه جوری

 احساس حقارت و بی ارزشی سراغ آدم میاد،طوری که آرزو میکنی تو سطل آشغال

بودی نه روی دیواری که هرکی جلوش وایمیسته آهی از نهادش بلند میشه ومیگه:

بیچاره!...ببین چه به روزش اومده...خدا خیرش بده هرکی اینو چسبش زده!

حالت سومش اینه که منتظر هیچ دستی نمونیم. خودمون همت کنیم تکه تکه هامونو

جمع کنیم یه جا وبا دستای خودمون زخمهای خودمون چسب بزنیم و بشیم همین

نقاشی که این بالاست....همین نقاشی که هرکی میبینه احسنت و آفرین بهش میگه!

فکر میکنی علت زیبایی این تصویر چیزی جز حضور دست خود اون نقاشیه که داره

 خودشو میچسبونه و به بودن ایمان داره و میخواد که زنده باشه؟!

 

پ.ن: زندگی ما آدمها عین یه فیلم جذابه پر از لحظه های عاشقانه،لحظه های غم ،

لحظه های شادی ولحظه های سخت...که باید این لحظه ها توی زندگی آدمها باشند و

بگذرند...

خدایا سنگ نیستیم، صبوری کنیم ...نمیشه به لحظه های سختش که میرسه بزنی

رو دکمه forward ؟!

نوشته شده توسط قاصدک در پنجشنبه 5 دی 1387 و ساعت 03:33 ب.ظ [+]
ویرایش شده در تاریخ پنجشنبه 5 دی 1387 و ساعت 11:40 ب.ظ